چرا جمهوری اسلامی ایران به اسرائیل یورش برد؟
پیامهای یک حمله راهبردی
دیپلماسی ایرانی: در حالی که حدود یک سال از نخستین درگیری ایران و اسرائیل می گذرد جمهوری اسلامی ایران در اقدامی متفاوت حملاتی را علیه اسرائیل انجام داد که اینبار بر خلاف موارد پیشین نه در پاسخ به اقدام نظامی اسرائیل علیه اهدافی در خاک ایران و یا هدف قرار داده شدن نیروهای نظامی خود که به دلیل اقدام نظامی اسرائیل علیه اهدافی در لبنان بود. از این بابت چند ویژگی خاص برای حمله نظامی ایران میتوان برشمرد. اول اینکه در اقدامی کاملا متفاوت از روال گذشته، ایران آغازگر یک اقدام نظامی علیه اسرائیل بود و دوم اینکه چنین حملهای برخلاف موارد قبل در پاسخ به یک اقدام نظامی اسرائیل در خاک یک کشور ثالث و علیه نیروهایی غیر ایرانی انجام شد. با این توصیفات پرسش اصلی این است که اساسا چرا ایران به چنین اقدامی مبادرت کرده است؟ و مقامات نظامی ایران چه اهدافی را در اینباره متصور بودهاند؟
در خصوص چرایی این اقدام میتوان به چند مورد اشاره کرد:
۱. اعتبار بخشی ایران به خطوط قرمز تعیین شده
به نظر میرسد اولین هدفی که ایران از اقدام اخیر خود در نظر داشته است ارسال این پیام به اسرائیل و آمریکا بوده که جمهوری اسلامی ایران در رابطه با خطوط قرمز و اولتیماتومهایی که میدهد کوتاه نخواهد آمد. پس از اینکه آمریکا به دنبال پیام ایران مبنی بر قرار گرفته شدن آتشبس در لبنان ذیل آتشبس انجام شده میان ایران و آمریکا، در اقدامی سختگیرانه از انجام حملات اسرائیل به لبنان مانع شد، ایران این نتیجه را یک موفقیت برای خود در نظر گرفت به همین خاطر اسرائیل که کنار آمدن با این موضوع برایش کار آسانی نبود با گذشت چند روز از مکالمه سختی که با ترامپ در این رابطه داشت موجی از حملات را به اهداف حزب الله در خاک لبنان انجام داد و جمهوری اسلامی ایران را در وضعیتی قرار داد که به خاطر اعتبار بخشی به خط قرمز تعیین شدهاش چاره ای جز پاسخ نداشت. اسرائیل از این اقدام و زمان انجام آن دو هدف را دنبال میکرد اول اینکه با این اقدام به دنبال آن بود که خود را از محدودیت ایجاد شده توسط ایران برهاند و دوم اینکه انجام عملیات را با چند روز تاخیر انجام داد تا هم واکنش ترامپ را بر نیانگیزد، هم در این مدت فرصت لازم برای رایزنی با ترامپ را پیدا کند و نهایتا اینکه تهران را در واکنش دادن دچار تردید کند. مهمتر اینکه در صورت واکنش دادن ایران، اثر روانی آن را کمتر کند چرا که واکنش احتمالی ایران در همان مرحله اول به مراتب اثرات منفی بیشتری برای اعتبار اسرائیل ایجاد میکرد.
۲. اطمینانبخشی و ارسال پیام به نیروهای نیابتی خود مبنی بر متعهد بودن جمهوری اسلامی ایران به حمایت از آنها
تهرام علاوه بر به چالش کشیدن طرف مقابل، هدف دیگری از حمله اخیر خود به اسرائیل داشت و آن اطمینان دادن به نیروهای نیابتی خود در منطقه در ارتباط با مصمم بودن و توانایی ایران در حمایت از آنهاست. این موضوع بهویژه در مورد حزب الله با توجه به نزدیکی سیاسی و ایدئولوژبک میان دو طرف و همچنین نزدبکی جغرافیایی به اسرائیل مصداق بیشتری نسبت به سایر گروه های نیابتی دارد.
۳. تغییر موازنه و افزایش اهرمهای در اختیار ایران در مذاکرات
اگر بخواهیم یکی از اهداف حائز اهمیت مقامات نظامی ایران از حمله موشکی چند روز گذشته به اسرائیل را بیان کنیم آن هدف چیزی جز تلاش ایران برای افزایش اهرمهای در اختیار خود در مذاکره با آمریکا نیست. در حقیقت جمهوری اسلامی ایران پس از ادعاهای ترامپ در خصوص کاهش توان نظامی و موشکی ایران و سختتر شدن مواضع آمریکا در مورد امتیازات احتمالی که طی فرایند مذاکرات قرار است به ایران داده شود، چنین اقدامی را به عنوان ابزاری برای افزایش توان چانهزنی خود در مذاکرات ارزیابی کرد و به همین خاطر علیرغم در جریان بودن مذاکرات میان ایران و آمریکا، به این اقدام مبادرت کرد.
اگر بخواهیم یک اولویتبندی از اهداف گفته شده در ذهن تصمیمگیرندگان ایران ارائه کنیم باید گفت که به ترتیب هدف اول و سوم از اولویت بیشتری برای ایران برخوردار بوده است و هدف دوم در اولویت پایین تری نسبت به دو مورد گفته شده قرار دارد. جدای از اینکه میزان موفقیت ایران در دستیابی به اهداف گفته شده چقدر بوده یکی از مهمترین تبعات این اقدام که میتوان به آن اشاره کرد احتمال افزایش تنشها و نهایتا به خطر افتادن فرایند مذاکره است. به هر حال این خطر وجود دارد که با شکلگیری زنجیره کنش و واکنشها میان طرفین، افزایش سطح تنشها و شکلگیری دوباره جنگ گسترده را شاهد باشیم.
اندکی صبر سحر نزدیک است



نظر شما :